الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

175

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و براى انجام كارهاى خود بجوار او متمسك ميشوند . بنا بر اين ، فساد ، خيانت و فريب ، در عهد و پيمان راه ندارد ، هرگز پيمانى را مبند كه در تعبيرات آن جاى گفتگو باقى بماند ، و بعد از تأكيد و عبارات محكم ، عبارات سست و قابل توجيه به كار مبر ( كه اثر آن را خنثى مىكند ) . هرگز نبايد قرار گرفتن در تنگنا بخاطر الزامهاى الهى پيمانها ، تو را وادار سازد كه براى فسخ آن از راه ناحق اقدام كنى ، زيرا شكيبائى تو در تنگناى پيمانها كه اميد گشايش و پيروزى در عاقبت آن دارى ، بهتر است از پيمان شكنى و خيانتى كه از مجازات آن مىترسى همان پيمان شكنى كه موجب مسئوليتى از ناحيه خداوند مىگردد كه نه در دنيا و نه در آخرت نتوانى پاسخ گوى آن باشى . زنهار ! از ريختن خون بناحق بپرهيز ، زيرا هيچ چيز در نزديك ساختن كيفر انتقام ، بزرك ساختن مجازات ، سرعت زوال نعمت ، و پايان بخشيدن به زمامدارى ، همچون ريختن خون ناحق نيست ، و خداوند سبحان در دادگاه قيامت قبل از هر چيز در ميان بندگان خود ، در مورد خونهائى كه ريخته شده دادرسى خواهد كرد . بنا بر اين زمامداريت را با ريختن خون حرام تقويت مكن . چرا كه آن را تضعيف و سست مىكند ، بلكه بنياد آن را مىكند . و آن را به ديگران منتقل مىنمايد . و هيچگونه عذرى نزد خدا و نزد من در قتل عمد پذيرفته نيست . چرا كه كيفر آن قصاص است . و اگر به قتل خطا مبتلا گشتى و شمشير و تازيانه و دستت بناروا كسى را كيفر كرد ، - چون ممكن است با يك مشت و بيشتر قتلى واقع گردد - ، مبادا غرور زمامدارى مانع از آن شود كه حق اولياء مقتول را بپردازى و رضايت آنها را جلب كنى ! . خويشتن را از خودپسندى بر كنار دار و نسبت به نقاط قوت خويش خود بين مباش . مبادا تملق را . دوست بدارى . . .